يک عمر به شيدايي          يک عالمه تنهايي

ترديد مکن اي دوست      با واهمه مي آيی

 

***********

کاش ميشد ذره اي بهتر شود       شعر سبز باغ را از بر شود

من تمام هستيم را مي دهم      تا کمي با ما صميمي تر شود

**********

   

آبي و خاکي بهم آورد گل             دستي و پايي و سر و چشم و دل 

اين همه خود بيني ما از کجاست!؟         بشکند اين آينه ي سنگدل

 

**********

 

سلام به همدردان

به نام خدا

با سلام  و امید به اینکه از این بلاگ خوشتان بیاید و ما را از نظرات و پیشنهادات خود محروم نفرمایید